السيد محمد حسين الطهراني

86

معاد شناسى (فارسى)

رهى باشد از اين ماتم به آن سور * نميدانم كه نزديك است يا دور بود دل منزل حقّ ليك ما را * بود تا دل حجابى سخت مستور برو ويرانه كن دل را كه چون دل * شود ويرانه گردد بيت معمور طواف و سير گِرد خانهء دل * بود حجّى كه مقبول است و مشكور گناهى جز خودى نبود چو خود را * رها كردى تو در ذَنب تو مغفور بخوان از دفترِ دل هر چه خواهى * كه دل را خوانده ايزد لوح مسطور بدين دفتر شود اسرار حقّ ثبت * كه خوانندش به مُصحف رقِّ منشور در اين مصحف كه انسانست نامش * بخوان از سورهء دل آيه نور دل است آن وادى ايمن كه گويد * أنا الله ، حقّ در او ، از آتش طور « 1 » بمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرين وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ أجْمَعينَ وَ ارْحَمْنا برَحْمَتِكَ يا أرْحَمَ الرّاحِمينَ

--> ( 1 ) از مرحوم حاج ميرزا حبيب الله خراسانى ديوان حبيب ص 199 .